قیمت سکه و ارز
۱۳۹۵/۰۵/۲۴ - ۰۹:۴۶
«سراج 24» گزارش می‌دهد؛

توهین به شعور مخاطبان سینما با اثر "ناردون"/سریال اکران فیلم‌های سخیف در سینمای سال 95 ایران/کارنامه وزارت ارشاد از "من سالوادور نیستم" تا "ناردون"

طی تمایل سازندگان و روی خوش شورای نظارت و سازمان سینمایی شرایطی ساخته که کمدی سخیف ژانر غالب سینمای ایران شود و مخاطب روز به روز در مهلکه چنین سینمای بی بهره ای گرفتار آید! فیلم هایی همچون «ناردون» که حرفی برای گفتن ندارند و تولید و اکران آن ها در واقع توهین به شعور مخاطب است

توهین به شعور مخاطبان سینما با اثر "ناردون"/سریال اکران فیلم‌های سخیف در سینمای سال 95 ایران/کارنامه وزارت ارشاد از "من سالوادور نیستم" تا "ناردون"

گروه فرهنگی «سراج24»: این را در نظر بگیرید که تماشاگری به همراه خانواده اش طی برنامه ریزی مشخصی وارد سینمایی شده و اقدام به انتخاب فیلمی برای تماشا می کند که حداقل در ظاهر امر، مقدمات سرگرمی و خنداندن بیننده را دارد. یعنی از ترکیب بازیگران شناخته شده با سابقه بالای کمدی گرفته تا عکس های نقش بسته از فیلم در کنار سالن های سینمایی و یا نمایش تیزر فیلم نشان از این می دهد که می توان امیدوار به رقم خوردن دقایقی از بشاش بودن و سرگرمی و نشاط در سالن سینمایی بود و انواع غم های موجود بابت معضلات اقتصادی را به گوشه‌ای دیگر برد اما هنگامی که چنین مخاطب آماده ای برای خندیدن در مواجهه با فیلم انتخابی اش قرار می گیرد، مسیری دیگر را پیش روی خود می یابد. تماشاگر دقایق بالایی منتظر ماحصل کار می‌شود و هر چقدر به ساعتش نگاه می کند نه دقایق توان گذر دارند و نه اتفاق خاص و بامزه ای در فیلم رخ می دهد و در نهایت انتظارها به سر رسیده و تصاویر به تیتراژ انتهایی می رسد اما باز هم اتفاقی نمی افتد.

حال این تماشاگر و افرادی از این دست چه عکس العملی می توانند نسبت به گروه سازنده چنین آثار گمگشته و بیهوده ای داشته باشند؟ آیا کمترین واکنش مردم نمی تواند عدم تمایل دوباره شان برای مراجعت به سالن های سینمایی و مدارا با همان گزینه های دم دستی سریال های تلویزیونی باشد؟ با این شرایط آیا پاسخ به این پرسش که چرا مخاطبان از سینمای ایران رویگردان شده اند، کار دشواری است؟!

 «ناردون» تازه ترین اثر سینمایی فریدون حسن پور که مطابق با بسیاری از کارهای سازنده اش در زادگاهش در شمال کشور ساخته شده است، هیچ حرفی در طول فیلم برای گفتن ندارد. نه خنده ای می تواند بیافریند و نه حتی به عنوان محصولی یک بار مصرفی شناخته می شود. جهانش مشخص نیست و کمدی اش از جنس آثار سطحی تلویزیونی است که معمولا بازیگری مانند سیروس گرجستانی هم در مرکزیت آن حضور دارد! فیلمی که قرار بود در جشنواره فجر پارسال رونمایی شود و حالا چند روزی است در مسیر اکران قرار گرفته و اصولا این سوال را متبادر می سازد که چرا باید سرمایه و وقت و زمان و انرژی بسیاری صرف تولید فیلمی چنین بی ربط، بی هویت و بی منطق شود و آیا ساخت هر نوع داستان مخدوشی را می توان به عنوان گزینه پیشنهادی برای تماشاگر درنظر گرفت؟ آیا نهاد و ارگانی در بدنه سازمان سینمایی نباید نسبت به سطح کیفی فیلمنامه هایی که در چرخه تولید قرار می گیرند، نظارت داشته باشد و مسیر ورودی ساخت چنین فیلم های گمگشته ای را مسدود سازد؟ آیا وقت و نگاه مردم برای متولیان امر و سازنده آثاری چنین بیراه مهم نیست؟

«ناردون»، نهمین فیلم بلند فریدون حسن پور است. فیلمسازی که در کارنامه اش سریال های نسبتا مخاطب پسندی مانند «گذر از رنج ها» دارد اما در تازه ترین اثرش چنان راه را گم کرده و چنان سخیف با مساله مهم سینمای کمدی برخورد می کند که جز حیرانی مخاطب از وجود چنین فیلم به هم ریخته ای چیزی نمی تواند عاید خود سازد. فیلمی بدون بن مایه سینمایی که توان روایت پردازی ندارد و چنان در دام ابتذال فرمی و محتوایی می افتد که تا پایان از آن توان بیرون آمدن ندارد.

نکته جالب و در واقع طنز قضیه این جا است که عوامل اثر حتی ادعا کردند که اثری در مایه های طنز فلسفی ساخته اند! و لابد قضیه دم دستی احضار روح و مراسم توامان عزا و عروسی از نگاه نویسنده و کارگردان «ناردون» می توان دارای بار معنایی برای بیننده باشد! این چه شوخی بی بهره ای است که این گونه فیلم های بی مایه با روح و پول و وقت مخاطب می کنند و نمی دانند که کم کاری و یا دادن آدرس غلط و نگاهی سخیف و بازی با تصور بیننده نشانه هایی از فعالیتی نادرست و در مسیر باطل و انجام دادن فعل حرام است.

از ابتدای سال فیلم سخیف «من سالوادور نیستم» اکران می شود و به دنبالش «50 کیلو آلبالو» که ترویج اباحه گری از طریق یکسری روابط ناهنجار است، به سینماها می آید. سپس نوبت به فیلمی چون «یک دزدی عاشقانه» می شود و بعد هم داستان این گونه آثار بی مایه با «دراکولا» ی عطاران ادامه می یابد و حالا هم «ناردون» و چندی دیگر هم فیلم «آس و پاس» با انواع صحنه های ترکیبی رقص هندی و عربی و از کارخانه فیلمفارسی ساز فرحبخش به کارگردانی آرش معیریان به صحنه خواهد آمد تا جنس سینمای سخیف، مبتذل، بی بهره، خنثی، باری به هر جهتی و بساز و بفروشی در سینمای این دوران تکمیل شود. گویی طی تمایل سازندگان و روی خوش شورای نظارت و سازمان سینمایی شرایطی ساخته که کمدی سخیف ژانر غالب سینمای ایران شود و مخاطب روز به روز در مهلکه چنین سینمای بی بهره ای گرفتار آید! فیلم هایی همچون «ناردون» که حرفی برای گفتن ندارند و تولید و اکران آن ها در واقع توهین به شعور مخاطب است.

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۴
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••